زمستون یعنی اولین باری ک وارد دنیای وبلاگ نویسی شدم .دوستان خوبی که همیشه هوای وبلاگمو داشتن  بعضیا رفتن بعضیا کم و بیش هستن بعضیام هستن .فقط  میخوام بگم دم همتون گرم  از همتون ممنونم  .



تاريخ : دوشنبه دهم آذر 1393 | 22:46 | نویسنده : میگ میگ |
سلام

بچه ها  یکی داره با اسم من براتون کامنت میذاره از شماهایی که خیلی وقته منو میشناسین انتظار ندارم چرت و پرت تاشو باور کنین تا چند روز دیگه خودم این وضعو جمعش میکنم .



تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 22:31 | نویسنده : میگ میگ |
رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم تو عوارض جانبی اش نوشته سردرد-سرگیجه-دوبینی-اختلال خواب
 و....بیخیال بابا نخواستیم انداختمش دور ترجیح میدم همون حساسیت و تحمل کنم.

فلسفه دارو...

دارو چیست؟دارو عبارت است از مجموعه عوارض جانبی که بعضا اثرات درمانی هم دارد وبرای رفع این عوارض جانبی داروهای دیگری تجویز میشوند که این داروها خود چرخه را تا نابودی کامل بیمار طی میکنند .



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 22:12 | نویسنده : میگ میگ |
تولدت مبارک دختر آتش

برایت بهترین هارا آرزو میکنم

بابیشترین  امید

امیدبه روزهای زیبا

امید به واقعیت پیوستن تک تک رویاهایت

نورابسیار دوست میدارم

بدان که تنها نمیگذارمت تورا با آن دل بیکران

همه ی مهربانی ات را در آغوش میگیرم

وبرای همه ی دلتنگی هایت دلتنگ میشوم

درکنار توخواهم ماند

باهم میگذریم از این روزهای تلخ

برایت خاطره میسازم چه  زیبا وچه نا زیبا

تمام داشته هایم را به تو میدهم

در روزهایی که دل نا آرامت امانت را می برد

همان روزهایی که زمین و زمان را به هم میدوزی تا

لبخندت را گم نکنی

به تویی که آرامتر و نازک تر از آنی هستی که

همه انتظار دارند

به تویی که شکستن هایت را فقط خودت جمع میکنی

تا مبادا تکه های زخمی ات فیزیک کسی را جریحه دار کند

آری عزیز من

آری همراه همیشگی من

 برو تا فرداهای بی نهایت

ازاین جاده ها گذر کن

تورا

برقله ی

رویاها

خواهیم دید.             

5/8/



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 23:1 | نویسنده : میگ میگ |
سلام

اونقدر اتفاقات وحشتناک افتاده که من نمیدونم اصلا چی بگم فقط میتونم یه متاسفام و تسلیت بگم به همه خانواده هایی که این روزا حالشون خیلی بده .

از این روزا و شبای عزیزخوب استفاده کنید.

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 17:24 | نویسنده : میگ میگ |
یه بنده خدایی هست هر وقت شارژ میگیره چشمش که به اعدادش میخوره یاد رتبه اش تو کنکور میوفته بغض گلوشو میگیره.چی؟چی گفتی؟من؟نه بابا این حرفا چیه

یه بنده خدایی هست تو فامیل وقتی میگه این چیه یعنی اون چیز 5دقیقه بیشتر تا پایان عمرش نمونده .این بنده خدا روی مخ ما جاداره.

یه بنده خداهست شب امتحان بهش اس دادم میگم چند صفحه خوندی؟برمیگرده میگه چیو؟؟؟؟؟؟نمیدونم سوال من غیر طبیعیه یا جواب اون؟

اون وقت من به بعضیا میگم از تو بدتراشم هستن خودش میگه: امکان نداره .اینوکه میگه دیگه واقعا کاملا قانع میشم .

در آخرهم یه نصیحت : آدم های ساده را ساده فرض نکنید باور کنید آنها خودشان نخواستند هفت خط باشند

یه چیز دیگه ام تازه یادم اومد این دیگه آخریشه به این فکر نکنید که بقیه پشت سرتون چی فکر میکنن به این فکر کنید که اینقدر مهم اید که میشینن در موردتون فکر میکنن



تاريخ : شنبه دهم خرداد 1393 | 8:3 | نویسنده : میگ میگ |
تاریخ ها را نمی دانم بعد از نبودن هایم دانستن به کارم نمی آید

اشتباه ها از خودم بد

باید بروم برای یک سال 365 روز یا حتی سال ها و روز ها

باید آرام باشم دلم تنهایی می خواهد

آرامی میخواهد سکوت میخواهد بی آدمی میخواهد

دلم میخداهد احساس کنم دست هیچ کس به احساسم نمی رسد

به باور هایم به هنجار هایم

جایی دنج خدا می داند چه قدر آرامم می شوم اگر فقط مدتی فقط چند روز را

باخودم با شهر با خاطراتم با روزگارم تا کنار آیم با سر نوشتم

تا بپذیرم انچه را که نمی توانم تغییر دهم

تا شهامتش را در وجودم بیابم

بروم می دانم که می تواننم می دانم که پیروز می آیم

من تا همین الان هم سر خیلی مسائل کنار آمده ام با خودم

قبول کردم باور کردم که همه چیز ممکن است

انه میگویند حکمت  قسمت سرنوشت

من از اینها خوشم نمی اید

از همان اول دنیایم را بر پایه ی این همه پیچیدگی نساختم

که حال بخواهم با انها آرام کنم ذهنم را

خودم حالم را بهتر می فهمم

بی حالی این روز هایم بی اشتهایی این روزهایم

همه وهمه فقط به خاطر شلوغی های ذهنم و آدم های جور و ادمک های ناجور اطرافم هست

خوب میشوم آرام میشوم ادم میشوم مطمئنم که میتوانم

فقط کمی زمان می خواهم



تاريخ : چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 | 9:43 | نویسنده : میگ میگ |
دمش گرم هرکی این جملات حکیمانه رو گفته

دوستان عزیزم...

توسالی که گذشت اگه دلتونو شکستم .حرفی زدم .یا اذیتتون کردم ...

بسیار کار خوبی کردم!خواستم بگم تو سال جدید هم برنامه همینه...خخخ

فعلا



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 11:44 | نویسنده : میگ میگ |

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.

سهراب سپهری



تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن 1392 | 8:45 | نویسنده : میگ میگ |

میگ میگ همچنان با شماست






تاريخ : یکشنبه ششم بهمن 1392 | 20:41 | نویسنده : میگ میگ |